نویسنده = خراسانی، اباصلت

بررسی نقش تجربه رایانهای بر پذیرش فناوری بر اساس مدل پذیرش فناوری

دوره 8، شماره 24، بهار 1393، صفحه 149-176

محدثه اسکندری، اباصلت خراسانی، محمد یمنی

چکیده کاربرد فناوری اطلاعات در نظامهای آموزشی یک برنامه و جریان آموزشی فعال است ، که آموزش
نوین را برای حضور مؤثر در هزاره سوم ترسیم میکند، ولی مقدم بر کاربرد آن، باید تلاش عوامل مؤثر
بر پذیرش، بهرهوری، بهرهبرداری و استفاده از این پدیده شناسایی شود . باوجود تسلط فناوری در
محیطهای آموزشی، کاری وزندگی روزمره، پذیرش استفاده از فناوری ازجمله الزامات تعلیم و تربیت
دنیای کنونی بهحساب میآید. ازاینرو مقاله حاضر باهدف بررسی نقش تجربه رایانه ای دانشجویان
دانشگاه شهید بهشتی در پذیرش فناوری بر اساس مدل پذیرش فناوری و مشخص کردن متغیرهای
تعدیلکننده و واسطهای در مدل پذیرش فناوری صورت گرفته است. پژوهش حاضر یک مطالعه
توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری آن شامل دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی که در سال تحصیلی
92-91 مشغول تحصیلاند، میباشد که با روش نمونه گیری خوشه ای نمونه ای به حجم 400 نفر
انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه با آلفای کرونباخ 0.9 است. تحلیل دادهها از طریق
و SPSS آمار توصیفی و آمار استنباطی به وس یله رگرسیون چندمتغ یری و با استفاده از نرم افز ار
انجامگرفته است. متغیر تجربه رایانهای بر متغیر استفاده از فناوری تأثیرگذار است. همچنین AMOS
متغیر برداشت ذهنی از مفید بودن بهعنوان متغیر واسطهای شناسایی شد و متغیر برداشت ذهنی از آسانی
استفاده هم بهعنوان متغیر واسطهای و هم بهعنوان متغیر تعدیلکننده شناسایی شد؛ اما متغیرهای نگرش
نسبت به استفاده و تصمیم به استفاده شرایط معناداری را کسب نکردند و نقشی برای آنها در نظر
گرفته نشد.

طراحی الگوی تبیین کننده رویکرد مدیران دانشگاهی نسبت به آموزش و بهسازی اعضای هیئت علمی: مدلی برآمده از نظریه ای داده بنیاد

دوره 7، شماره 23، زمستان 1392، صفحه 1-45

آیت سعادت طلب، کورش فتحی، مقصود فراستخواه، اباصلت خراسانی

چکیده این پژوهش فرایند رویکرد مدیران دانشگاهی نسبت به آموزش و بهسازی اعضای هیئتعلمی را با استفاده
از طرح نظامدار نظریۀ داده بنیاد کاوش نموده است. برای این منظور از 21 نفر از سیاستگذاران در عرصه
آموزشعالی، مدیران دانشگاهی، خبرگان حوزه آموزش و بهسازی اعضای هیئتعلمی درزمینۀ تحقیق
مصاحبه به عمل آمد و دادهها از مصاحبهها استخراج شد. نتایج تحلیل دادهها طی سه مرحله، کدگذاری باز،
محوری و انتخابی حاکی از دوازده مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علّی (عوامل
فردی: نگرش مدیران دانشگاهی نسبت به آموزش و بهسازی اعضای هیئتعلمی، توانمندیهای مدیران
دانشگاهی و مهارتهای مدیران دانشگاهی و عوامل سازمانی: فرهنگسازمانی، قوانین و مقررات، ساختار
سازمانی و منابع مالی و کالبدی)؛ مقوله کانونی (رویکرد مدیران دانشگاهی نسبت به آموزش و بهسازی
اعضای هیئتعلمی)؛ راهبردهای بهبود رویکرد مدیران دانشگاهی (سطح خرد: "توجه به شایستهسالاری در
مدیریت دانشگاهی، آگاهسازی مدیران دانشگاه نسبت به آموزش و بهسازی و تفویض اختیار" و سطح کلان:
تسهیم تجارب مدیران دانشگاهی، استقلال دانشگاهی و بازنگری و پالایش قوانین و مقررات)، زمینه
(مدیریت و سیاستگذاری کلان آموزشعالی و کنش گری اعضای هیئتعلمی)؛ شرایط مداخلهگر (عوامل
محیطی: نقش دولت، عوامل اجتماعی فرهنگی و عوامل اقتصادی) و پیامدها (پیامد فردی:"رضایتمندی و بالا
رفتن انگیزش اعضای هیئتعلمی" و پیامد سازمانی: بهبود کارایی و اثربخشی، بهبود پاسخگویی و اعتبار و
شهرت سازمانی)، فرایند رویکرد مدیران دانشگاهی نسبت به آموزش و بهسازی اعضای هیئتعلمی و روابط
بین ابعاد مختلف آن را منعکس مینمایند.