طراحی الگوی سنجش برنامه درسی زاید در نظام آموزش عالی ایران
دوره 8، شماره 27، زمستان 1393، صفحه 149-174
سید مریم حسینی لرگانی، کوروش فتحی، محبوبه عارفی، کیومرث زرافشانی
چکیده هدف از پژوهش حاضرتعیین الگویی با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی، به منظور سنجش برنامه درسی زاید در نظام
آموزش عالی ایران است. جامعه مورد مطالعه تمامی دانشجویان و استادان 11 دانشگاه دولتی شهر تهران است که، به
منظور تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری چندمرحله ای استفاده شد؛ در نهایت تعداد نمونه با استناد به جدول
کرجسی و مورگان در بین دانشجویان 331 نفر و در بین استادان 56 نفر به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه
محقق ساخته ای بود که گویه های آن از نتایج مصاحبه با 21 نفر صاحبنظر نظام آموزش عالی ایران تدوین شده است.
میزان پایایی ابزار طراحی شده به وسیله الفای کرونباخ سنجش و با مقدار 0.86 تایید شد . به منظور سنجش روایی نیز
از نظر صاحبنظران و استادان برنامه ریزی درسی بهره گرفته شد. همچنین به منظور اطمینان از بخش مدل انداز هگیری
از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL انجام شد.
نتایج پژوهش، 9 سازه اثر گذار بر شکل گیری برنامه درسی زاید را از دیدگاه استادان و دانشجویان تایید نمود. در صورتی
که هریک از این سازه های شناسایی شده و نشانگر ها )گویه ، سوالات ( در جهت عکس رسالت های تعیین شده خود
در نظام، عمل نمایند و یا به عبارت دیگردر صورتی که در بطن خود ماهیتی غیر اثربخش داشته باشند از آن به عنوان
سازه اثرگذار بر شک لگیری برنامه درسی زاید می توان نام برد. 9 سازه شناسایی شده به ترتیب شامل"محتوا" "دانشگاه"
، "بازنگری" ، "نیازسنجی و ارزشیابی" ، "استاد" ، "سیاست های کلان آموزشی" "طراحان" ، "دانشجو"، و در نهایت
"ضعف پویایی بازار" است
تحلیل تأثیر فضای کارآفرینی بر تمایل کارآفرینی دانشجویان کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی ایلام
دوره 6، شماره 19، زمستان 1391، صفحه 167-194
شهرزاد بارانی، سیده مریم حسینی لرگانی، کیومرث زرافشانی، علیرضا پورسعید
چکیده هدف مقاله حاضر، بررسی تأثیر فضای کارآفرینی ایجادشده از سوی دانشگاه آزاد بر تمایل دانشجویان کشاورزی نسبت به راه اندازی کسب و کارهای خلاق است. جامعۀ آماری تحقیق، دانشجویان کشاورزی دانشگاه آزاد ایلام بودند (320) که 169 نفر آنان از طریق جدول بارتلت به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. بر اساس نتایج، تمایل کارآفرینانه دانشجویان در حد متوسطی برآورد شد. مهمترین حمایتهای دانشگاه از دیدگاه فراگیران، ارائۀ دروس مربوط به کارآفرینی، جلب اعتبار، بازاریابی یا جلب مشتری، تأمین حمایت مالی مورد نیاز فراگیران در راهاندازی یک کسب و کار جدید و حفظ و گسترش آن بود. موارد اخیر به علاوهٔ برگزاری بازدیدهای علمی از کسب و کارهای کارآفرینانه و دعوت از کارآفرینان موفق، کمترین میزان توجه را در دانشگاه از دیدگاه دانشجویان به خود اختصاص داده بودند. با این حال، دانشگاه بیشترین حمایت خود را بر ارائهٔ دروس مربوط به کارآفرینی در سرفصل های آموزشی متمرکز کرده است. نتایج مدلسازی نشان داد که حمایتهای کارآفرینانه دانشگاه از طریق نگرش نسبت به کارآفرینی و مهارتهای عمومی اثر غیر مستقیم معنیداری بر تمایل دانشجویان به راهاندازی کسب و کار دارد. یافته های مطالعهٔ حاضر میتواند دستاوردهایی برای نظام آموزش عالی کشاورزی داشته باشد. بدین صورت، راهکارهایی به منظور ایجاد یک فضای کارآفرینی مساعد برای تقویت زمینۀ راهاندازی کسب و کارهای خلاق از سوی دانشجویان کشاورزی، پیشنهاد شد.
بررسی نیت کارآفرینی دانشجویان علمی- کاربردی کشاورزی استان قزوین با توجه به سبک های یادگیری
دوره 1، شماره 2.3، پاییز 1386، صفحه 64-76
کیومرث زرافشانی، سمیه رجبی، عبدالحمید پاپ زن، الهام بیگلری
چکیده بررسی نیت کارآفرینی دانشجویان علمی- کاربردی کشاورزی قزوین با توجه به سبک های یادگیری از هدف این مطالعه است. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان مرکز علمی کاربردی کشاورزی استان قزوین، بودند (N=264). حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران، 156 نفر تعیین و با روش تصادفی طبقه ای نمونه گیری شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای مشتمل بر سه بخش بود. در بخش اول، ویژگی های فردی دانشجویان؛ در بخش دوم، نیت کارآفرینی دانشجویان بر استفاده از پرسشنامه EIQ؛ و در بخش سوم، سبک های یادگیری دانشجویان با استفاده از پرسشنامه ILP بررسی شد؛ به منظور سنجش روایی پرسشنامه های مذکور ابتدا پرسشنامه ها به فارسی و بار دیگر به انگلیسی برگردانده و با متن اصلی تطابق داده شد؛ سپس نسخه نهایی را پانل متخصصان در گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه رازی تایید کردند. پایایی پرسشنامه LPI، از طریق همبستگی با پرسشنامه MBTI، حدود 87 درصد برآورد شد. برای محاسبه پایایی EIQ از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که آلفای آن برابر 0.71 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آماره های توصیفی و آزمون های مقایسه میانگین T-TEST) و (ANOVA بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که دانشجویان مرکز علمی- کاربردی نسبت به راه اندازی فعالیت های کارآفرینانه نیت متوسط دارند؛ همچنین براساس یافته ها، اختلاف معنادار بین نیت کارآفرینی دانشجویان دختر و پسر مشاهده نشد. این در حالی است که در بین دانشجویان رشته های مختلف تفاوت معنادار مشاهده شد. نتایج سبک های یادگیری نشان داد که دانشجویان دختر، برون گرا، شهودگرا، احساس گرا، و قضاوت گرا هستند، اما دانشجویان پسر در هنگام یادگیری، درون گرایی، حس گرایی، تفکرگرایی، و ادراک گرایی را بر سایر سبک ها ترجیح می دهند. نتایج این مطالعه می تواند توصیه هایی برای آموزش گران کارآفرینی به دنبال داشته باشد؛ بدین صورت که اگر آموزش گران دروس کارآفرینی به سبک های یادگیری دانشجویان توجه بیشتری داشته باشند می توان از این طریق نیت کارآفرینی را در آنان تقویت کرد.
