میزان توجه به سرمایههای فرهنگی در کتابهای درسی
دوره 17، شماره 62، پاییز 1402، صفحه 83-97
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.412363.3034
کتایون حمیدی زاده، فاطمه امیریان
چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی جایگاه مؤلفههای سرمایه فرهنگی در کتابهای درسی دورۀ ابتدایی انجام گرفت.
روش: به همین منظور از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل محتوای تمامی کتابهای درسی دوره دوم ابتدایی در سال تحصیلی 03-1402 شامل پایههای چهارم، پنجم و ششم بوده که از این جامعه، کتابهای فارسی، مطالعات اجتماعی و هدیههای آسمانی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه تحلیل محتوای سرمایه فرهنگی برحسب نظریه بوردیو است که پیشازاین پژوهش تنظیم شده است و روایی آن از طریق روایی محتوایی و پایایی آن از طریق روش اسکات با 20/91 درصد مجدد محاسبه شد. برای تجزیهوتحلیل داده از آمار توصیفی و روش آنتروپی شانون استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که از میان مؤلفههای سرمایه فرهنگی که عبارتاند از عینیت یافته، نهادینه شده و تجسمیافته سرمایه فرهنگی عینیت یافته با فراوانی 1837 و 25/54 درصد بیشترین سهم را دارد، و کمترین نیز مربوط به سرمایه فرهنگی نهادینه شده با فراوانی 86 و 53/2 درصد است. فراوانی سرمایه فرهنگی تجسمیافته نیز 1463 و 20/43 درصد است. کمترین بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت مربوط به بعد نهادینه شده معادل 25/0 و 03/0 است و بیشترین بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت مربوط به بعد تجسمیافته معادل 37/0 و 18/0 است.
نتیجهگیری: بنا بر یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که، مؤلفان کتابهای درسی این دوره توانستهاند با اختصاص 73/33% از محتوای کتابهای درسی به مؤلفههای سرمایه فرهنگی تا حدی از قابلیتهای کتابهای درسی ابتدایی برای انعکاس مؤلفههای سرمایههای فرهنگی استفاده نمایند.
بررسی آموزش در کلاس های چند پایه در همه گیری بیماری کرونا: مطالعه موردی در استان مرکزی
دوره 15، شماره 55، زمستان 1400، صفحه 120-132
کتایون حمیدی زاده
چکیده پژوهش حاضر باهدف تحلیل آموزش در کلاسهای چندپایه در ایام شیوع بیماری کرونا و آموزش مجازی صورت گرفته است. بدین منظور از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. جامعهی آماری شامل ۱۸۷ نفر از معلمان مدارس ابتدایی چندپایه در سالهای ۱۳۹۹-۱۴۰۰ در استان مرکزی است که ۵ معلم بهصورت هدفمند انتخاب شدند، سپس ۱۰ معلم دیگر از طریق معرفی نفرات قبلی بهصورت نمونهگیری گلوله برفی شناسایی و موردمطالعه قرار گرفتند. اطلاعات این پژوهش از مصاحبه با ۱۵ نفر به حد اشباع رسید. جهت جمعآوری دادهها از مصاحبه نیمه سازمانیافته استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با الگوی کلایزی و در طی ۷ مرحله شامل: مطالعهی دقیق مصاحبهها، استخراج مضامین اصلی، فرموله کردن معانی شناخته شده، دستهبندی کدها، تلفیق کدها، روشن شدن ساختار پدیده، اعتبارسنجی نهایی؛ انجام شد. یافتههای حاصل از پژوهش در ۵ مضمون اصلی شامل تغییر ساختار کلاسهای چندپایه، دانشآموزان، والدین، معلمان و امکانات آموزشی و ۱۷ مضمون فرعی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد در ایام شیوع بیماری کرونا آموزش در کلاسهای چندپایه، از حالت چندپایه بودن خارج شده است و درنتیجه از مزایای این نوع آموزش کاسته شده است. همچنین محدودیتهای آموزش مجازی در کلاسهای چندپایه ناشی از عدم دسترسی به گوشی هوشمند و اینترنت بیشتر بروز پیدا کرده است.
تحلیل نظام مند آموزش چندفرهنگی در ایران
دوره 12، شماره 42، پاییز 1397، صفحه 25-38
https://doi.org/10.22034/jiera.2018.79460
کتایون حمیدی زاده، کورش فتحی واجارگاه، محبوبه عارفی، گلنار مهران
چکیده پژوهش حاضر باهدف تحلیل آموزش چندفرهنگی در ایران صورت گرفته است. به همین منظور از روش پژوهش ترکیبی استفادهشده است. بدین ترتیب که ابتدا در یک پژوهش کیفی معیارهای آموزش چندفرهنگی مطلوب استخراج شد که این معیارها در 4 عنصر اصلی (هدف، محتوا، روشهای تدریس، ارزشیابی) و 9 عنصر فرعی و 50 زیر محور از میان مصاحبه با صاحبنظران و معلمان برجسته در آموزش چندفرهنگی به دست آمدند. سپس معیارهای استخراجشده در یک پرسشنامهی نظرسنجی قرار داده شدند که روایی آن توسط 5 نفر از متخصصان آموزش چندفرهنگی مورد تأیید قرار گرفت. بهوسیلهی این پرسشنامه فاصلهی میان وضعیت مطلوب آموزش چندفرهنگی و وضعیت موجود این آموزش در ایران سنجیده شد. بدین گونه که 150 معلم مقطع متوسطه دوم در سال 1396 در استان مرکزی با روش نمونهگیری خوشهای، 60 کارشناس و مؤلف کتاب درسی مقطع متوسطه با روش نمونهگیری تصادفی و 16 صاحبنظر تعلیم و تربیت چندفرهنگی با روش نمونهگیری هدفمند انتخابشده و به سؤالات پرسشنامه پاسخ دادند.نتایج نشان میدهد که هر سه گروه معتقدند وضعیت برنامهی درسی چندفرهنگی در ایران در هر 4 عنصر اصلی و عناصر فرعی موردبررسی نسبت به وضعیت مطلوب برنامه درسی چندفرهنگی از حد متوسط نیز پایینتر است؛ اما نظر معلمان و مؤلفین کتابهای درسی در ابعاد هدف، محتوا و روش تدریس متفاوت از متخصصان تعلیم و تربیت چندفرهنگی است. تحلیل دادهها نشان میدهد معلمان و مؤلفین کتابهای درسی مقطع متوسطه در ابعاد هدف، محتوا و روش تدریس نگرش مثبتتری به وضع موجود در مقایسه با متخصصان تعلیم و تربیت چندفرهنگی دارند.
