نویسنده = عزت اله قدم پور

اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان ناسازگار

دوره 13، شماره 44، بهار 1398، صفحه 71-87

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.85986

معصومه زنگی آبادی، مسعود صادقی، عزت اله قدم پور

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر خودکارآمدی تحصیلی وسازگاری تحصیلی دانش‌آموزان دختر ناسازگار دوره دوم متوسطه شهر کرمان انجام شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش­آزمون، پس­آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش‌آموزان دختر ناسازگار در مدارس دوره متوسطه دوره دوم ناحیه 2 شهر کرمان در سال تحصیلی 96-95 بود. نمونه موردبررسی بر اساس هدف­های پژوهش عبارت بودند از 30 دانش‌آموز ناسازگار که به کمک آزمون سازگاری دانش‌آموزان دبیرستانی (AISS)، ناسازگار تشخیص داده شدند و سپس با گمارش تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه سازگاری دانش‌آموزان دبیرستانی سینها و سینگ (1993)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینگ و مورگان (1997) و پرسشنامه سازگاری تحصیلی کلارک (1976). به گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه­ای راهبردهای خودتنظیمی آموزش داده شد و گروه گواه در این مدت آموزشی دریافت نکردند. داده­ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش‌آموزان ناسازگار دوره متوسطه در سطح 01/0P< تأثیر معناداری دارد. آموزش خودتنظیمی در جهت استفاده از راهبردهای شناختی و راهبرد فراشناختی به دانش­آموزان ناسازگار ارائه شود تا کمتر شاهد ناسازگاری تحصیلی و عدم خودکارآمدی تحصیلی این‌گونه دانش‌آموزان باشیم.

تأثیر آموزش هوش اخلاقی به شیوه‌ی قصه‌گویی بر بخشودگی بین‌فردی دانش‌آموزان

دوره 12، شماره 41، تابستان 1397، صفحه 73-89

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.78689

عزت اله قدم پور، جهانگیر کلانتر، لیلا حیدریانی

چکیده هدف مطالعه­ی حاضر بررسی تأثیر آموزش هوش اخلاقی به شیوه­ی قصه­گویی بر بخشودگی بین­فردی دانش­آموزان پسر پایه ششم ابتدایی بود. این پژوهش یک مطالعه نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون– پس­آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی 97- 1396 بود که با روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای ابتدا از بین چهار ناحیه آموزش‌وپرورش شهر اهواز یک ناحیه به­صورت تصادفی انتخاب و سپس از بین دوازده مدرسه دوره ششم ابتدایی ناحیه یک، یک مدرسه و سرانجام از بین چهار کلاس دو کلاس به­صورت تصادفی انتخاب گردید و در دو گروه (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) گمارده شدند. آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه­گویی برای گروه آزمایش اجرا شد، درحالی‌که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت ننمود. پس از اتمام جلسات، پس­آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. ابزار گرد­آوری داده­ها، پرسشنامه بخشودگی بین فردی احتشام­زاده و همکاران (1389) بود. یافته­ها نشان داد پس از­ آموزش هوش اخلاقی، در گروه آزمایش افزایش معناداری در بخشودگی بین­فردی نسبت به گروه گواه ملاحظه شد (001/0 p<). درنتیجه می­توان گفت که آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه­گویی بر بخشودگی بین­فردی دانش­آموزان مؤثر است.