طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی تحول مثبت کودکی اولیه: یک مطالعه کیفی
دوره 18، شماره 66، پاییز 1403، صفحه 23-37
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.480755.3232
الهه حجازی، فاطمه سپهرنوش مرادی، زهرا نقش، پیام روشنفکر
چکیده هدف: تحول مثبت در کودکی اولیه میتواند آغازی برای ارتقا سطح توانمندیهای کودک در دورههای تحولی بعدی او محسوب گردد. هدف پژوهش حاضر شناسایی مفاهیم تحول مثبت کودکی اولیه در بافت ایران و طراحی یک بسته آموزشی مبتنی بر آن بود.
روش: با توجه به هدف پژوهش از رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. شرکت کنندگان، والدین، مربیان فعال و متخصصان این حوزه در شهر تهران بودند. در ابتدا 14 نفر از والدین، مربیان فعال در زمینه آموزش کودکی اولیه و متخصصان که به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند به مصاحبه نیمه ساختاریافته پاسخ دادند. سپس داده های این بخش با روش اشتراس و کوربن تحلیل و کدگذاری شده و بسته آموزشی تحول مثبت در کودکی اولیه طراحی شد.
یافتهها: مطابق با یافتههای پژوهش هشت مقوله اصلی حمایتهای بافتی، توانمندسازی فردی، قوانین و انتظارات، زمان بهینه، انگیزش و یادگیری، ارزشهای مثبت، شایستگیهای اجتماعی و فرهنگی و هویت استخراج گردید که بسته آموزشی متناسب با آنها تدوین شد. برای اعتبارسنجی برنامه دو ضریب نسبت و شاخص روایی محتوا استفاده گردید که ضرایب در تمام آیتمهابر اساس نظر ده تن از متخصصان برای شاخص CVI و CVR به ترتیب
بالاتر از 79/0 و 62/0 بود.
نتیجهگیری: بنابراین با توجه به یافتهها میتوان گفت که بسته آموزشی تحول مثبت مبتنی بر سرمایههای تحولی است و میتواند موجب تقویت تجربیات کودکی شود و همین امر موجب می گردد تا کودک در زمینههای شناختی، اجتماعی و عاطفی به رشد و تحول بهینه دست یافته ودر بلند مدت نیز پیامدهای مثبت داشته باشد.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بین فردی برمیزان پرخاشگری و رفتارهای تکانشی در میان دانش آموزان دبیرستانی
دوره 12، شماره 40، بهار 1397، صفحه 25-38
https://doi.org/10.22034/jiera.2018.69297
الهه حجازی، نرگس باباخانی، سیده نگین سادات احمدی
چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی بین فردی بر پرخاشگری و رفتارهای تکانشی در میان دانشآموزان دختر پایه سوم دبیرستانهای منطقه 7 شهرستان کرج بود. روش پژوهش از نوع آزمایشی، طرح شبه آزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون و پیگیری (سری زمانی) با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دختر پایه سوم دبیرستانهای دخترانه منطقه 7 شهرستان کرج که در سال 1393 مشغول تحصیل بودند. روش نمونهگیری بهصورت تصادفی مرحلهای است. در ابتدا به اداره آموزشوپرورش مراجعه شد و پسازآن از میان مناطق 12 گانه شهرستان کرج، یک منطقه (منطقه 7) بهصورت تصادفی معرفی شد. سپس از میان مدارس این منطقه دو دبیرستان بهصورت تصادفی معرفی گردید. در هر یک از مدارس به دانشآموزان پایه سوم پرسشنامه مهارتهای اجتماعی ماتسون (1983) داده شد و سپس 30 نفر از افرادی که بالاترین میزان سطح پرخاشگری و رفتارهای تکانشی را کسب کرده بودند به شکل تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکتکنندگان در پیشآزمون و پسآزمون و پیگیری با یک بخش از پرسشنامه مهارتهای اجتماعی ماتسون (1983) که عامل پرخاشگری و رفتارهای تکانشی را میسنجد آزمون شدند. پایایی این بخش پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 87/0 برآورد شد. مداخلۀ آزمایشی (آموزش مهارتهای ارتباطی بین فردی) بر روی گروه آزمایش به مدت 7 جلسه، 2 ساعته اجرا شد. پس از اتمام برنامۀ آموزشی از هر دو گروه پسآزمون و آزمون پیگیری (یک ماه پس از اجرای پسآزمون) به عمل آمد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل اندازهگیری مکرر نشان داد، آموزش مهارتهای ارتباطی بین فردی بر پرخاشگری و رفتارهای تکانشی دانشآموزان تأثیر مثبت و معنادار و پایداری داشته است (05/0> P).
