تأثیر آموزش هنر بر حافظة بصری افراد
دوره 11، شماره 36، بهار 1396، صفحه 41-60
https://doi.org/10.22034/jiera.2017.51076
فرنوش شمیلی، فاطمه کاتب
چکیده
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش هنر بر حافظه بصری افراد است. با توجه به این اصل که ارتقای کیفیت سازمان ادراکی افراد به ارتقای کیفیت حافظه ایشان میانجامد، هرگونه بحث در مورد کیفیت حافظه و بهبود و ارتقای آن منوط به بحث و مداقة بیشتر در مورد ادراک و سازمانبندی اطلاعات در ذهن افراد است. در این پژوهش سعی شده است در محیطی آزمایشگاهی سنجشی انجام گیرد که نتایج آن پاسخ به دو سؤال این پژوهش باشد. اول اینکه «آموزش هنر چه تأثیری بر سازمان ادراکی افراد دارد؟»؛ دوم اینکه «آموزش هنر چه تأثیری بر حافظه بصری افراد دارد؟». این آزمون «آزمون کپی و باز پدیدآوری اشکال هندسی پیچیده آندره ری» نامیده میشود. شصت آزمودنی شامل سی نفر هنرجوی هنرهای تجسمی و سی نفر از میان افراد غیرهنری در این پژوهش شرکت کردهاند. برای تحلیل دادههای پژوهش از روشهای آماری استفاده شده است. مقایسه نمرات تفاوت معنیداری را در معیارهای سازمان ادراکی و حافظه بصری نشان میدهد. بر اساس این نتایج معیارهای متفاوت سازمان ادراکی افراد شامل کیفیت و غنای ترسیم، سبک ترسیم و همچنین طول مدت ترسیم در گروه غیرهنری نمرات کمتری را نسبت به گروه هنری نشان میدهند. از طرفی مقایسه نتایج مربوط به باز پدیدآوری اشکال نشان میدهد غنا و صحت باز پدیدآوری اشکال و یا به عبارتی معیار اندازهگیری حافظه بصری افراد هنری بهمراتب از گروه غیرهنری بیشتر است.
مقایسۀ سازمان ادراکی و زمان واکنش دانشجویان رشته هنر با سایر رشتهها (با استفاده از آزمون آندره ری)
دوره 10، شماره 32، بهار 1395، صفحه 144-161
فرنوش شمیلی، فاطمه کاتب
چکیده ادراک فرایندی است که از طریق آن، احساس، یعنی اطلاعاتی که از اندامهای حسی گرفته شده است، به کل سازمانیافته و معناداری تبدیل میشود. اهمیت ادراک از آن جهت است که دنیای اطراف ما را منظم و زمینه را برای شناخت فراهم میکند. از طرفی دستیابی به ادراکی سامانیافته از روابط و اصول حاکم بر جهان و در نهایت شناختی متعادل، الفبای ورود به دنیای آفرینش هنری است. هنرمند جهت بازنمایی و خلق اثر هنری نیازمند ادراک سازمان یافته است. در این پژوهش فرض بر آن است که ادراک هنرمند به واسطهی انجام برخی تمرینات (که در متن بدان ها اشاره شده است) بهبود یافته است. جهت اثبات این فرضیه در این پژوهش از ابزاری به نام "آزمون اشکال هندسی پیچیده آندره ری" استفاده شده است. این آزمون همچنین این امکان را به ما میدهد که بدانیم یک ادراک به کندی صورت گرفته است و یا با سرعت ایده آل. پژوهش حاضر در صدد است به دو سؤال اساسی پاسخ دهد. اول این که کسب مهارتهای هنری چه تأثیری بر عملکرد ادراک افراد میتواند داشته باشد؟ و دوم این که کسب مهارتهای هنری چه تأثیری بر زمان واکنش افراد میتواند داشته باشد؟ بدین منظور60 آزمودنی شامل 30 نفر هنرجوی شاخههای مختلف هنرهای تجسمی و 30 نفر از میان افراد عادی (غیر هنری) در این پژوهش شرکت کردهاند. برای تحلیل دادههای پژوهش از روشهای آماری استفاده شده است. مقایسهی نمرات، بین دو گروه هنرجویان هنرهای تجسمی و افراد غیر هنری که تحت تعلیم هنری خاص قرار نگرفتهاند، تفاوت معنیداری را در معیارهای سازمان ادراکی نشان میدهد. بر اساس نتایج به دست آمده از این آزمون، دو معیار سنجش سازمان ادراکی افراد، شامل کیفیت ترسیم و سبک ترسیم) روند مراحل ترسیم)، در گروه غیر هنری، ضعیف تر از گروه هنری است. همچنین در گروه هنری فرآیند ادراک در مدت زمان کوتاهتری نسبت به گروه غیر هنری اتفاق میافتد.
