آسیبشناسی مسئولیت اجتماعی در پژوهشهای محلی و منطقهای اعضای هیئت علمی
دوره 18، شماره 64، بهار 1403، صفحه 93-114
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.435484.3113
مژگان خوشنام
چکیده هدف: تحلیل آسیبشناسانهی مسئولیت اجتماعی اعضای هیئتعلمی در حوزهی پژوهشی و ارائهی راهکارهای افزایش تناسب میان بروندادهای پژوهشی با نیازهای محلی و منطقهای. روش: انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 عضو هیئتعلمی دانشگاههای شیراز، ایلام و یزد. روش نمونهگیری، نمونهگیری نظری بوده است. گردآوری دادهها تا اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل دادهها به روش تحلیل تماتیک انجام شده است. یافتهها: عوامل درون نهادی شامل مصلحتاندیشی پژوهشی، عدم باور به کارکرد حل مسئله، حمایت ناکافی آییننامههای ارتقا و ترفیع از مسئولیت اجتماعی، کمّیگرایی و مقالهمحوری، سرانه پژوهشی حداقلی و عوامل بروننهادی شامل پژوهشهای بیمشتری، عدم استقبال از پژوهشهای مبتنی بر نیاز، لابیگری پژوهشی، نبود نهادهای بینابینی، ضعف اعتماد متقابل دانشگاه و جامعه، لوکس و حاشیهای بودن پژوهش، عدمجامعیت در اسناد بالادستی، عدم شایستهسالاری در انتصابات، رفتار غیرحرفهای کارفرما، عدم اعتماد صنعت به توان داخلی، تمرکزگرایی، عدم مرجعیت دانشگاه در حل مسائل جامعه و بانک اطلاعاتی ناقص. نتیجهگیری: با تأمین بودجه و تزریق اعتبارات مالی، ایجاد میزهای مشترک دائمی و اجتماعات علمی متشکل از پژوهشگران بومی و سیاستگذاران، تجدیدنظر در سیاستهای ترفیع و تشویق اعضای هیئتعلمی، بازبینی در فهم از علم و جهان بومیسازی، تقویت گروههای پژوهشی بینرشتهای، ماموریتگرایی دانشگاهها، شایستهسالاری در انتصابات مدیران و نظارت قوی و جلوگیری از زدوبندهای پژوهشی میتوان پایبندی به مسئولیت اجتماعی پژوهشی اعضای هیئتعلمی را در راستای پاسخگویی به نیازها و چالشهای محلی و منطقهای به سطح مطلوبی افزایش داد.
تجربه زیسته دانشجویان از جامعهپذیری دانشگاهی در دوران شیوع ویروس کووید 19
دوره 15، شماره 55، زمستان 1400، صفحه 178-186
مژگان خوشنام
چکیده هدف پژوهش حاضر توصیف عمیق از تجربه زیسته دانشجویان دکتری دانشگاههای تهران، علامه طباطبایی و امیرکبیر از جامعهپذیری دانشگاهی خود در دوران کرونا است. با استفاده از رویکرد کیفی و استراتژی استفهامی و نمونهگیری نظری، مصاحبه نیمهساختاریافته با 18 دانشجوی دکتری (در سال 1399) انجام شد. سپس اطلاعات به دست آمده از مصاحبهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA11 و روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت و درنهایت 139 کد باز، 20 کد محوری و 5 کد انتخابی شامل آموزش (با 5 کد محوری)، پژوهش (با 4 کد محوری)، تعاملات کنشگران علمی (با 6 کد محوری)، زیست روزمره (با 3 کد محوری) و تعاملات علمی بینالمللی (با 2 کد محوری) استخراج شد. یافتهها نشان داد استفاده از اساتید سایر دانشگاهها برای تدریس، امتحان جامع مجازی، عدم کسب مهارتها از طریق سیستم مجازی، افت یادگیری، تأخیر در فرصتهای مطالعاتی خارج از کشور، دسترسی محدود به منابع موردنیاز، محدودیت ارتباطات رشتهای و بینرشتهای، تجربه احساس تنهایی، کاهش فرصت تدریس یاری اساتید، کاهش حس پویایی از تجربیات دانشجویان در فرایند جامعهپذیری دانشگاهی در دوران شیوع ویروس کرونا بوده است. بحران کرونا شیوههای پیشین آموزش و حتی برخی شیوههای پژوهش را بیاعتبار ساخته است. ضرورت جلوگیری از اجتماعات (علمی و غیرعلمی) بر ارتباطات و اجتماعات تأثیرگذار بوده است. دانشجویان کاهش تعاملات رشتهای و بینرشتهای با دیگر دانشجویان را آسیبزننده میدانند از طرف دیگر، افزایش چشمگیر کنفرانسها، سمینارها و لایوهای مجازی به دلیل کمهزینه بودن و امکان مشارکت از نقاط مختلف کشور و دنیا زمینه تعاملات اعضای هیئتعلمی، دانشجویان و متخصصین و تقویت اجتماعات علمی را فراهم کرده است. این موارد نشان از تغییر در شیوه-های جامعهپذیری دانشجویان دکتری در دوران حضور فیزیکی اندک در دانشگاه میدهد.
تحلیل پدیدارشناسی معنای ذهنی دانشجو از دانشگاه
دوره 11، شماره 38، پاییز 1396، صفحه 171-193
https://doi.org/10.22034/jiera.2017.59732
مسعود کوثری، مژگان خوشنام
چکیده هدف از پژوهش حاضر دستیابی به معنای ذهنی دانشجویان و درک آنها از دانشگاه پیش از ورود به این محیط بوده است؛ بنابراین از روش پدیدارشناسی استفاده شد و با انجام مصاحبههای عمیق با ۵۳ دانشجوی دوره کارشناسی دانشگاه تهران از دانشکدههای علوم اجتماعی، فنی-مهندسی-علوم پایه، حقوق و علوم سیاسی، ادبیات و علوم انسانی و هنرهای زیبا به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. نتیجه تحقیق، توصیفی سیستماتیک از معنای ذهنی دانشجو نسبت به دانشگاه ایرانی بوده است. برقراری ارتباط با سایر دانشجویان و ایجاد اکیپهای دوستانه و تعاملات با جنس مخالف و افرادی از شهرهای دیگر و فرهنگهای مختلف و گذران اوقات فراغت و زمانهای خارج از کلاس درس با آنها، ازجمله ادراکات بسیاری از دانشجویان بوده است. دانشجویان میخواهند با ورود به دانشگاه بزرگ و جامع در پایتخت پایگاه اجتماعی خود را بالاتر ببرند و کسب اعتبار کنند. با تمام نارضایتیها از خوابگاه، معنی ذهنی مثبتی که از آن در تصور دانشجو وجود دارد این است که زندگی در خوابگاه میتواند سبب بالا بردن مهارتهایی در فرد شود ازجمله کسب استقلال فردی، یادگیری مدیریت مالی، تقویت تعاملات اجتماعی، شناخت از خود و سازگاری با محیط. تعداد کمی از دانشجویان، معنای کسب مهارت در دانشگاه برای اشتغال در آینده را در ذهن داشتند.
