نویسنده = فاطمه قائمی

رابطه‌ی توانایی حل مسئله اجتماعی با حافظه کاذب در نوجوانان بزهکار و عادی

دوره 10، شماره 33، تابستان 1395، صفحه 33-50

فاطمه کریمی اصفهانی، فاطمه قائمی

چکیده هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه توانایی حل مسئله اجتماعی با حافظه کاذب در نوجوانان بزهکار و سالم بود. این مطالعه از نوع تحقیقات همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه این پژوهش را تعداد 53 نفر از نوجوان بزهکار مقیم کانون اصلاح و تربیت شهر تهران و 48 نوجوان غیر بزهکار شاغل به تحصیل در دبیرستآن‌های شهر تهران که با استفاده از روش تصادفی انتخاب شدند، تشکیل داد. از فرم کوتاه پرسشنامه مهارت‌های حل مسئله اجتماعی و ابزار بررسی حافظه کاذب (الگوی DMR) جهت جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها علاوه بر روش های آمار توصیفی از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون ساده در نرم‌افزار آماری SPSS  استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در نوجوانان بزهکار، جهت‌گیری مثبت حل مسئله و سبک منطقی حل مسئله با حافظه کاذب همبستگی مثبت و معناداری دارد. در نوجوانان سالم، جهت‌گیری منفی حل مسئله و سبک تکانشی-بی دقتی حل مسئله با حافظه کاذب همبستگی منفی و معناداری دارد. همچنین یافته‌های حاصل از این پژوهش نشان داد که حافظه کاذب، ابعاد سازگارانه حل مسئله را به صورت مثبت (352/0=β) و ابعاد ناسازگارانه حل مسئله را به صورت منفی (368/0-=β) پیش‌بینی می‌کند.
 

تحلیل برنامه های توسعه کشور در بخش آموزش عالی (پس از انقلاب)

دوره 4، شماره 10، پاییز 1389، صفحه 75-96

احمدرضا روشن، مریم حسینی لرگانی، فاطمه قائمی

چکیده ایران یکی از پیشگامان امر برنامه‌ریزی توسعه در مسان کشورهای درحال‌توسعه است. اولین برنامه توسعه در ایران به سال 1948 به اجرا درآمد و تاکنون نه برنامه توسعه (5 برنامه قبل و برنامه بعد از انقلاب) طراحی‌شده و به اجرا درآمده است. درمجموع اغلب صاحب‌نظران توسعه، عملکرد این برنامه‌ها را مثبت ارزیابی نمی‌کنند. در عصر دانایی که آموزش عالی و دانشگاه به‌عنوان محور عقلانیت جامعه قلمداد می‌شوند و مراکز آموزش عالی حکم مولد و یا ژنراتورهای تولید نیروی انسانی صلاحیت‌دار را دارند و سند چشم‌انداز بیست‌ساله نیز بر اهمیت علم و فناوری تأکید تام داشته است، بررسی برنامه‌های آموزش عالی و تشخیص عوامل مثبت و منفی آن ضرورتی اساسی است. به‌طورکلی عملکرد برنامه‌های توسعه کشور در بخش آموزش عالی پس از انقلاب نشان می‌دهد که موفقیت برنامه‌های توسعه این بخش، عمدتاً در زمینه اهداف کمی و نه کیفی است و درمجموع شاهد عدم ارتباط منطقی میان اهداف کلان و سیاست‌های اجرایی بوده‌ایم؛ به‌عبارت‌دیگر در برنامه‌های مربوط به بخش آموزش عالی، تحقیقات و فناوری تفاوت بسیاری میان تدوین برنامه و اجرای آن قابل‌مشاهده است.