نویسنده = علی شیخ الاسلامی
سنجش و ارزیابی، اعتبارسنجی، ممیزی و تضمین کیفیت آموزش

بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 18 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.572349.3441

علی شیخ‌الاسلامی، نسترن سیداسماعیلی قمی، علی سلمانی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان انجام گرفت.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمامی والدین دانش‌آموزان دوره‌ی ابتدایی ناحیه‌ی یک شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1405-1404 تشکیل دادند که از میان آن‌ها نمونه‌ای به حجم 220 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و به مقیاس خودنظم‌دهی والدین (Sanders et al., 2017)، مقیاس خودکارآمدی والدگری (Dumka et al., 1996) و پرسشنامه فرسودگی والدینی (Roskam et al., 2018) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همسانی درونی، روایی همزمان، تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. داده‌ها به کمک نرم‌افزارهای SPSS26 و Amos24 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‏ها: نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این مقیاس از پایایی مناسبی (91/0=α) برخوردار است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت معنادار بین دو متغیر خودنظم‌دهی والدین با خودکارآمدی والدگری (01/0>P ،54/0=r) نشان‌دهنده‌ی روایی همگرای مناسب و ضریب همبستگی منفی معنادار بین دو متغیر خودنظم‌دهی والدین با فرسودگی والدینی (01/0>P ،42/0-=r) نشان‌دهنده‌ی روایی واگرای مناسب می‌باشد. شاخص‌های برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل نهایی این مقیاس را تأیید کردند (001/0>P).
نتیجه‏گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که نسخه‌ی فارسی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان روایی و پایایی مطلوبی در والدین ایرانی دارد و مقیاس مناسبی برای موقعیت‌های بالینی و پژوهشی می‌باشد.

انگیزش و یادگیری

تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس (HOPS) بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌‌آموزان تعلّل‌ورز

دوره 20، شماره 72، بهار 1405، صفحه 31-44

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.579045.3478

علی شیخ الاسلامی، فاطمه هدایت‌جو، حسین قمری کیوی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس (مهارت‌های تکالیف، سازمان‌دهی و برنامه‌ریزی) بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل‌ورز انجام گرفت.
روش: روش پژوهش، نیمه‌‌‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی‌ آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دختر دوره‌ی متوسطه‌ی اوّل شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1405-1404 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای، 40 دانش‌آموز تعلّل‌ورز انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. شرکت‌کنندگان گروه آزمایش، 12 جلسه برنامه‌ی آموزشی هوپس را دریافت نمودند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس تعلّل‌ورزی تحصیلی سولومون و رات‌بلوم (1984) استفاده شد. داده‌ها با روش آماری تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‏ها: یافته‌ها نشان داد که دانش‌آموزان تعلّل‌ورز گروه آزمایش نسبت به دانش‌آموزان تعلّل‌ورز گروه کنترل در پس آزمون، به طور معناداری، تعلّل‌ورزی تحصیلی کمتری داشتند و فرضیه‌ی پژوهش مبنی بر تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل‌ورز، مورد تایید قرار گرفته است.
نتیجه‏گیری: بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که برنامه‌ی آموزشی هوپس بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل‌ورز تأثیر دارد. لذا، توصیه می‌شود از این برنامه‌ی آموزشی به منظور کاهش تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل‌ورز در مدارس استفاده شود.

روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپنداره‌ی تحصیلی دانش‌آموزان با عملکرد تحصیلی پایین

دوره 19، شماره 68، بهار 1404، صفحه 21-35

https://doi.org/10.22034/jiera.2025.531981.3339

علی شیخ الاسلامی، نسترن سیداسماعیلی قمی، علی سلمانی، آیسان شارعی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپنداره‌ی تحصیلی دانش‌آموزان با عملکرد تحصیلی پایین انجام گرفت.
روش: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعة آماری این پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان دختر با عملکرد تحصیلی پایین دوره‌ی متوسطه‌ی دوّم در سال‌تحصیلی 1403-1404 شهر اردبیل بودند. بدین منظور تعداد 30 دانش‌آموز دختر با عملکرد تحصیلی پایین بر حسب ملاک‌های ورود به پژوهش به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. پس ازاجرای پیش‌آزمون به‌وسیله‌ی پرسشنامه‌ی خودپنداره‌ی تحصیلی ‌لیو ‌و ‌وانگ ‌(2005)، گروه آزمایشی 8 جلسه (هر هفته 2 جلسه) 60 دقیقه‌ای برنامة توانمندسازی روانشناختی توماس و ولتهوس (1990) را دریافت نمودند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک‌متغیری در نرم‌افزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‏ها: یافته‌ها نشان داد که بین میانگین خودپنداره‌ی تحصیلی (05/0>P، 84/4F=، 152/0ηp2=) دانش‌آموزان گروه آزمایش و کنترل در پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین‌صورت که بعد از اجرای توانمندسازی روانشناختی، میانگین نمرات خودپنداره‌ی تحصیلی دانش‌آموزان با عملکرد تحصیلی پایین در گروه آزمایش نسبت به دانش‌آموزان گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافته بود.
نتیجه‏گیری: درنتیجه با توانمندسازی روانشناختی در دانش‌آموزان می‌توان میزان خودپنداره‌ی تحصیلی را در آنان افزایش داد. دانش‌آموزان به کمک راهبردهای توانمندسازی روانشناختی می‌توانند شکست‌های متعدد خود را دوباره مورد بررسی و بازبینی قرار دهند و در نهایت عملکرد تحصیلی در آنها بهبود می‌یابد.

آموزش مبتنی بر نیاز های جامعه

اثربخشی روش آموزش معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی دانش‌آموزان

دوره 17، شماره 61، تابستان 1402، صفحه 22-32

https://doi.org/10.22034/jiera.2023.401404.2988

علی شیخ الاسلامی، اسماعیل صدری دمیرچی، فاطمه محمدی

چکیده پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی روش آموزش معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی (خلاقیت، بلوغ شناختی و درگیری ذهنی) دانش‌آموزان انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دختر پایه‌ی نهم دوره‌ی اوّل متوسطه در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه، ابتدا با استفاده از روش نمونه‏گیری در دسترس، دو مدرسه از میان مدارس دوره‌ی اوّل متوسطه انتخاب شدند. سپس، از هر مدرسه یک کلاس پایه‌ی نهم انتخاب و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی، دانش‌آموزان یکی از کلاس‌ها به‌عنوان گروه آزمایش و دانش‌آموزان کلاس دیگر به‌عنوان گروه کنترل تعیین گردیدند. به دانش‌آموزش گروه آزمایش با استفاده از روش معکوس، آموزش داده شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌ی گرایش به تفکر انتقادی Ricketts (2003) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که روش آموزش معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی (خلاقیت، بلوغ شناختی و درگیری ذهنی) دانش‌آموزان اثربخش بوده و باعث افزایش گرایش به تفکر انتقادی (خلاقیت، بلوغ شناختی و درگیری ذهنی) دانش‌آموزان گروه آزمایش شده است؛ بنابراین، فرضیه‌ی‌ پژوهش مورد تأیید قرار گرفت (01/0>p). با توجه به یافته‌ی به‌دست‌آمده از این تحقیق می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که به‌کارگیری روش آموزش معکوس از طرف معلمان خواهد توانست در بالا بردن گرایش به تفکر انتقادی (خلاقیت، بلوغ شناختی و درگیری ذهنی) از سوی یادگیرندگان مؤثر باشد و به‌موجب آن منجر به عملکرد مؤثرتر یادگیرندگان گردد. درواقع، روش آموزش معکوس روشی مؤثر در یاددهی و یادگیری در جهانی است که می‌بایست به‌عنوان بخشی از سیستم جامع یادگیری مادام‌العمر در مدارس تبدیل شود.

پیش‏‌بینی سرزندگی تحصیلی دانش‌‏آموزان براساس حمایت تحصیلی و خودپنداره‌‏ی تحصیلی

دوره 16، شماره 57، تابستان 1401، صفحه 51-61

علی شیخ الاسلامی

چکیده پژوهش حاضر با هدف پیش‏ بینی سرزندگی تحصیلی دانش‌آموزان بر اساس حمایت تحصیلی و خودپنداره ‏ی تحصیلی در دانش‏ آموزان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه‏ ی آماری پژوهش را کلیه‌ی دانش ‏آموزان دوره‏ی متوسطه‏ی دوّم شهر اردبیل تشکیل می ‏دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‏ گیری تصادفی خوشه‏ای تعداد 240 دانش ‏آموز ‏به‌عنوان نمونه انتخاب شدند که درنهایت پرسشنامه‏ ی 235 دانش ‏آموز قابل‌تحلیل بود. از پرسشنامه ی سرزندگی تحصیلی حسین‏ چاری و دهقان‏زاده، پرسشنامه ‏ی خودپنداره‏ ی تحصیلی یسن‏چن و پرسشنامه‏ ی حمایت تحصیلی سانذز و پلاکت برای جمع ‏آوری داده ‏ها استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‏ ها از آزمون‏های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته‏ها نشان داد که بین حمایت تحصیلی (و مؤلفه‌های آن) و خودپنداره‏ ی تحصیلی (و مؤلفه‌های آن) با سرزندگی تحصیلی دانش ‏آموزان رابطه‏ ی مثبت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد که تقریباً 30 درصد از کل واریانس سرزندگی تحصیلی بر اساس حمایت تحصیلی و خودپنداره‏ی تحصیلی قابل پیش ‏بینی است که متغیر حمایت تحصیلی سهم بیشتری داشت؛ بنابراین، می‏توان نتیجه گرفت که حمایت تحصیلی و خودپنداره‏ی تحصیلی از متغیرهای مرتبط با سرزندگی تحصیلی دانش ‏آموزان بوده است.

نقش ادراک از محیط کلاس، خوش‌بینی تحصیلی و هیجان‌های تحصیلی در پیش‌بینی پیوند با مدرسۀ دانش‌آموزان دختر

دوره 15، شماره 52، بهار 1400، صفحه 46-57

علی شیخ الاسلامی، علی رضایی شریف، سیده نغمه ترابی پشت‌مخی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش ادراک از محیط کلاس، خوش‌بینی تحصیلی و هیجان‌های تحصیلی در پیش‌بینی پیوند با مدرسۀ دانش‌آموزان دختر انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دختر دورۀ متوسطۀ دوّم ناحیۀ یک شهر رشت در سال‌تحصیلی 99-1398 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای، تعداد 170 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند که در نهایت 150 پرسشنامۀ سالم وارد تحلیل شد. برای جمع‌‌آوری داده‌ها از پرسشنامۀ پیوند با مدرسۀ رضایی‌شریف و همکاران (1393)، پرسشنامۀ ادراک از محیط کلاس جنتری و همکران (2002)، پرسشنامۀ خوش‌بینی تحصیلی اسچنن-موران و همکاران (2013) و پرسشنامۀ هیجان‌های تحصیلی پکران و همکاران (2002) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته‌ها نشان داد بین ادراک از محیط کلاس، خوش‌بینی تحصیلی و هیجان‌های تحصیلی مثبت با پیوند با مدرسۀ دانش‌آموزان دختر رابطۀ مثبت معناداری و بین هیجان‌های تحصیلی منفی با پیوند با مدرسۀ دانش‌آموزان دختر رابطۀ منفی معناداری وجود دارد (01/0). همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد که 73 درصد از واریانس پیوند با مدرسۀ دانش‌آموزان دختر براساس ادراک از محیط کلاس، خوش‌بینی تحصیلی و هیجان‌های تحصیلی قابل پیش‌بینی است که با توجه به ضرایب بتا، نقش هیجان‌های تحصیلی در کنار دو متغیر دیگر، معنادار نیست. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که ادراک از محیط کلاس، خوش‌بینی تحصیلی و هیجان‌های تحصیلی از متغیرهای مرتبط با پیوند با مدرسۀ دانش‌آموزان هستند.

پیش‌‏بینی قصد کارآفرینی دانشجویان براساس سرمایه‏‌ی روانشناختی و انطباق‏‌پذیری مسیر شغلی

دوره 13، شماره 44، بهار 1398، صفحه 89-103

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.170416.1794

علی شیخ الاسلامی، غفار کریمیان‌پور، عارفه کیانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف پیش‏بینی قصد کارآفرینی دانشجویان بر اساس سرمایه‏ی روان‌شناختی و انطباق‏پذیری مسیر شغلی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه‏ی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1397 تشکیل می‏دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای تعداد 243 دانشجو انتخاب شدند. از پرسشنامه­ی قصد کارآفرینی لینان، رودریگرز، رودی‌کانتچ (2011)، پرسشنامه­ی سرمایه‏ی روان‌شناختی لوتانز، یوسف و آولیو (2007) و پرسشنامه­ی انطباق‏پذیری مسیر شغلی ساویکاس (2012) برای جمع‏آوری داده­ها استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‏ها از آزمون‏های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته‏ها نشان داد که بین سرمایه‏ی روان‌شناختی (خودکارآمدی، امیدواری، خوش‏بینی و تاب‏آوری) و انطباق‏پذیری مسیر شغلی (دغدغه، کنترل، کنجکاوی و اعتماد) با قصد کارآفرینی دانشجویان رابطه‏ی مثبت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد که تقریباً 20 درصد از کل واریانس قصد کارآفرینی دانشجویان بر اساس سرمایه‏ی روان‌شناختی و انطباق‏پذیری مسیر شغلی قابل پیش‏بینی است که متغیر انطباق‏پذیری مسیر شغلی سهم بیشتری داشت. بنابراین، می‏توان نتیجه گرفت که سرمایه‏ی روان‌شناختی و انطباق‏پذیری مسیر شغلی از متغیرهای مرتبط با قصد کارآفرینی دانشجویان هستند که نیازمند توجه و برنامه ‏ریزی هستند.

تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر خودپنداره‏ی دانش‏آموزان دارای افت تحصیلی

دوره 10، شماره 32، بهار 1395، صفحه 52-63

علی شیخ الاسلامی، عیسی جعفری، علی عبادیان

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر آموزش مهارت­های زندگی بر خودپنداره‏ی دانش‏آموزان دارای افت تحصیلی انجام شد. روش پژوهش نیمه‏آزمایشی با طرح پیش‏آزمون-پس‏آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‏ی آماری پژوهش شامل کلیه‌ی دانش‏آموزان پسر مقطع متوسطه‏ی شهرستان نمین در سال تحصیلی 93-1392 بودند که از میان آنان، 30 دانش­آموز با افت تحصیلی به صورت تصادفی خوشه‏ای انتخاب‌شده و به‌طور تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. به گروه آزمایش 10 جلسه مهارت‏های زندگی آموزش داده شد. جهت جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه‏ی خودپنداره‏ی کالیفرنیا استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در مرحله‏ی پس‏آزمون از لحاظ خودپنداره تفاوت معناداری وجود دارد و نمرات خودپنداره‏ی دانش­آموزان گروه آزمایش بالاتر از گروه کنترل بود؛ بنابراین، می‏توان گفت که آموزش مهارت‏های زندگی موجب افزایش خودپنداره‏ی در دانش‏آموزان گروه آزمایش شده است و می‏توان از آموزش مهارت­های زندگی برای افزایش خودپنداره دانش‏آموزان استفاده کرد.

تاثیر روش آموزشی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودکنترلی دانش آموزان دختر

دوره 9، شماره 28، بهار 1394، صفحه 87-104

علی شیخ الاسلامی، حسین قمری کیوی، صبا اشرفی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر روش آموزشی کاهش استرس مبتنی بر ذه نآگاه ی بر خودکنترلی دانش آموزان
دختر انجام گرفت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پی شآزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری
پژوهش را کلّیه ی دانش آموز ان دختر مقطع دوّم دبیرستان شهر مشهد در سا لتحصیلی 94 - 1393 تشکیل می دادند
که ابتدا از میان آنها یک مدرسه بصورت در دسترس انتخاب شده و سپس با روش نمون هگیری تصادفی، 30 دانش آموز
انتخاب گردیده و به طور تصادفی در ﺮﮔوه آزمایش ) 15 نفر( و گروه کنترل ) 15 نفر( جایگزین گشتند. به گروه آزمایش، 8
جلسه برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر ذه نآگاهی آموزش داده شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی خودکنترلی
اشنایدر استفاده شد. داده ها از طریق آزمون آماری کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که
فرضیه ی پژوهش مبنی بر تأثیر روش آموزشی کاهش استرس مبتنی بر ذه نآگاه ی بر خودکنترلی دانش آموز ان مورد
تأیید قرار گرفته است و دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دان شآموزان گروه کنترل در پ سآزمون به طور معناداری،
خودکنترلی بیشتری داشتند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که روش آموزشی کاهش استرس مبتنی بر ذه نآگاهی در
افزایش خودکنترلی دانش آموزان تاثیر معناداری دارد.

تأثیر آموزش برنامۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب امتحان دانش آموزان

دوره 6، شماره 18، پاییز 1391، صفحه 1-15

علی شیخ الاسلامی، فریبرز درتاج، علی دلاور، صغری ابراهمی یقوام

چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش برنام ۀ کاهش استرس مبتنی بـر ذهـن آگـاه ی بـر اضـطراب امتحان دانشآموزا ن است. روش پژوهش از نوع آزما شی ی با طرح یپ شآزمـو ن ـ پـس آزمـون بـا گـروه کنترل است. جامع ۀ آماری پژوهش را کلیۀ دانشآموزان پسر مقطـع یپـ شدانشـگاه ی شـهر شـهریار در سالتحص یلی 92-1391 تشکیل یم دادند که از میان آنها با استفاده از روش ریگ نمونه ی تصـادفی سـاده، دانشآموزان ک ی ه نمرات اضطراب امتحان بالایی داشتند (یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه)، 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جـایگزین شـدند . به گروه آزمایش، 8 جلسه برنام ۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاه ی آموزش داده شد. برای جمعآوری ها داده از پرسشنام ۀ اضطراب امتحان اسپیلبرگر استفاده شد. داده ها از طریـق آزمـون آمـاری کواریـانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که فرض یۀ پژوهش مبنـی بـر تـأثیر آمـوزش برنامـ ۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاه ی بر اضطراب امتحان دانشآموزان مورد تأییـد قـرار گرفتـه اسـت و دانشآموزان گروه آزمایش نسبت به دانشآموزان گروه کنترل در پسآزمون به طور معناداری اضـطراب امتحان کمتری داشتند. پس یم توان نتیجه گرفت که آموزش برنام ۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگـاه ی در کاهش اضطراب امتحان دانشآموزان تأثیر معناداری دارد