طراحی و اعتباریابی الگوی دانشگاه اخلاقمدار برای دانشگاههای علوم پزشکی
دوره 19، شماره 71، زمستان 1404، صفحه 45-59
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.575171.3458
کیمیا الیاسی، رسول داودی، منیژه ذکریایی
چکیده هدف: هدف پژوهش، طراحی و اعتباریابی الگوی دانشگاه اخلاقمدار در دانشگاههای علوم پزشکی ایران بود.
روش: این پژوهش کاربردی و ترکیبی بود. در بخش کیفی، دادهها با روش نظریه دادهبنیاد (Strauss & Corbin, 1990) از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۲۶ خبره حوزه اخلاق حرفهای، مدیریت آموزشی و آموزش عالی جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری تحلیل شد. جامعه کیفی شامل مدیران و مسئولان دانشگاههای علوم پزشکی زنجان، قزوین، قم، ساوه، اراک و البرز، اعضای هیئت علمی، کارشناسان وزارت بهداشت و متخصصان اخلاق و آموزش پزشکی بود. در بخش کمی، پرسشنامه ۳۰ گویهای براساس یافتههای کیفی تدوین و بین ۳۸۴ نفر از مدیران، معاونان، کارشناسان، اعضای هیئت علمی و پژوهشگران توزیع شد. دادهها با SPSS، AMOS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نشان داد شاخصهای برازش مدل در حد مطلوب هستند؛ نسبت مجذور خی به درجه آزادی ۲/۰۸۱، شاخص ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده ۰۴۰/۰، شاخص برازش تطبیقی ۹۴۸/0، نیکویی برازش ۹۶۲/0 و توکر–لویس ۹۵۶/0 بود. عوامل مؤثر شامل سیاستها و ساختارها، آموزش و پژوهش اخلاقی، رهبری اخلاقمدار، هوش مصنوعی اخلاقی، فرهنگ و رفتار اخلاقی کنشگران، نظارت، مسئولیت اجتماعی و توسعه اخلاقی بودند و ۳۰ ملاک اصلی مانند کد اخلاقی، کمیته اخلاق، دورههای آموزشی و هدایت اخلاقی مدیران شناسایی شد.
نتیجهگیری: دانشگاه اخلاقمدار پدیدهای چندبعدی و پویاست که تعامل میان سیاستگذاری، فرهنگ، آموزش و فناوری اخلاقی را دربرمیگیرد و میتواند الگویی برای ارتقای سلامت سازمانی و اخلاق حرفهای در آموزش عالی پزشکی کشور فراهم کند.
الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان
دوره 18، شماره 67، زمستان 1403، صفحه 73-86
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.519725.3315
عصمت محمدی، محمد مجتبی زاده، رسول داودی
چکیده هدف: هدف پژوهش، طراحی الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ از منظر جمعآوری دادهها، توصیفی؛ و از چشمانداز ماهیت دادهها، کیفی، از نوع روش نظریه زمینهای مسبوق به سابقه بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۵ خبره جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. برای تضمین روایی، از معیارهای قابلیت اعتماد، قابلیت انتقال، قابلیت ارتباط و قابلیت تأیید استفاده شد و پایایی دادهها با ضریب کاپای کوهن 876/0 که نشاندهنده توافق بسیار قوی بین کدگذاران است، ارزیابی گردید.
یافتهها: یافتهها نشان داد توسعه پایدار شایستگیهای آموزشی دبیران نیازمند توجه به سه دسته شرایط است: شرایط علی شامل سیاستگذاری آموزشی، انگیزش، عدالت و زیرساختها؛ شرایط مداخلهگر شامل اعتماد، فرهنگ سازمانی و مشارکت؛ و شرایط زمینهای مانند زیرساخت و فناوری آموزشی. راهبردهای اصلی شامل نوآوری و رشد حرفهای بوده و عوامل پیامدی نیز حمایت از معلمان، روابط اجتماعی و شفافیت ساختاری را در بر میگیرد. خبرگان بر اصلاح ساختار مدیریتی، افزایش مشارکت معلمان، رفع موانع سیاسی، توسعه تحقیقات، ارتقای جایگاه معلمان و تقویت فرهنگ پژوهش تأکید کردند. این یافتهها در قالب الگویی تحت عنوان «توسعه پایدار شایستگیهای آموزشی» ارائه شده که بر تعامل این عوامل تأکید دارد.
نتیجهگیری: نتیجهگیری نشان میدهد توسعه پایدار شایستگیهای دبیران نیازمند رویکردی جامع و سیستمی است که تمامی عوامل مؤثر را در نظر بگیرد و با مشارکت مشترک سیاستگذاران، مدیران و معلمان، نظامی پویا و منعطف ایجاد کند که به طور مستمر برنامههای آموزشی را با نیازهای روز هماهنگ سازد.
اثربخشی برنامه درسی مبتنی بر قصهگویی بر خلاقیت دانشآموزان دختر
دوره 18، شماره 65، تابستان 1403، صفحه 72-86
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.470088.3197
فریده محمدی، منیژه ذکریایی، رسول داودی
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامههای درسی با بهرهگیری از قصهگویی بر خلاقیت دانشآموزان دختر پایة سوم ابتدایی ناحیهی 2 زنجان انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر پایة سوم ابتدایی ناحیه 2 شهر زنجان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که تعداد 60 دانشآموز با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند و بهتصادف، 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. برنامة درسی با بهرهگیری از قصهگویی شامل 15 فعالیت بود که در 15 جلسة 60 دقیقهای به دانشآموزان گروه آزمایش ارائه شد و دانشآموزان گروه کنترل برنامة درسی متداول را دریافت کردند. خلاقیت دانشآموزان با استفاده از (فرم تصویری A) آزمون خلاقیت Torrance (1974) اندازهگیری شد و درنهایت دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتهها: یافتهها نشان داد تفاوت معناداری در نمرات پسآزمون مهارت خلاقیت و مؤلفههای آن (سیالی، بسط، ابتکار و انعطافپذیری) در دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد؛ نمرات این متغیر و مؤلفههای آن در گروه آزمایش بعد از آموزش برنامة درسی با بهرهگیری از قصهگویی افزایش یافته است. همچنین در هر یک از متغیرهای خلاقیت کل، ابتکار، بسط، سیالی و انعطافپذیری به ترتیب 61%، 32%، 52%، 43% و 48%، تغییرات با توجه به مداخلة برنامة درسی با بهره@گیری از قصهگویی، قابل تبیین است. نتیجهگیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت آموزش برنامة درسی با بهرهگیری از قصهگویی با ایجاد قدرت تولید ایدهها و جوابهای فراوان، ایجاد توانایی لازم برای تغییر جهت فکری، ایجاد توانایی تولید ایدههای متنو و ایجاد توانایی توجه به جزئیات وابسته به یک ایده، مهارت خلاقیت را در دانشآموزان ابتدایی افزایش دهد.
