نویسنده = بابایی، مظهر
شیوه های آموزش مناسب

رویکردی پدیدارشناسانه به تجربه زیسته نومعلّمان

دوره 17، شماره 61، تابستان 1402، صفحه 70-86

https://doi.org/10.22034/jiera.2023.402203.2994

مظهر بابایی

چکیده هدف پژوهش حاضر، واکاوی تجارب زیسته‌ی نو معلمان از چالش‌های پیشروی خود در مدارس استان کردستان و ارائه راهکارهایی برای کاهش این چالش‌ها بود. رویکرد پژوهش توصیفی با پارادایم انتقادی بود و از رویکرد پدیدارشناسی و اسنادی - کتابخانه‌ای بهره برده شد. جامعه آماری، شامل تمام نو معلمان ابتدایی دارای سابقه یک تا پنج سال (1401-1396) در استان کردستان بود. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند بود که 21 نفر از نو معلمان ابتدایی تا رسیدن به درجه اشباع یافتگی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته‌ی محقق ساخته‌ بود و از روش قیاسی - استقرایی و به کمک مراحل چهارگانه ون مانن تحلیل داده‌ها صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که چالش‌های پیش ‌روی نو معلمان بیشتر حول محور آموزش، تعامل با دانش‌آموزان، کلاس‌های چندپایه، آموزش آنلاین، دوره‌های ضمن خدمت و محتوای درسی بود و طبیعتاً راهکارها نیز در این راستا و موارد برجسته‌ی دیگری از قبیل استفاده مؤثر از روش‌های تدریس فعّال، راهکارهای خلّاقانه در حیطه آموزشی – تربیتی، افزایش مطالعه مرتبط با حیطه شغلی، آموزش مهارت‌های زندگی و راهکارهای کلی که در رابطه ‌با تعامل نو معلمان با والدین و ارتقای مهارت‌های خود در حوزه تحلیل محتوا و آموزش الکترونیکی است که با بهره‌گیری از آن‌ها می‌توان در حرفه خود مؤثر واقع شد؛ لذا می‌توان نتیجه ‌گرفت که نو معلمان با سرمایه‌گذاری روی خود و آموزش‌های توسعه حرفه‌ای می‌توانند دانش و آگاهی و مهارت لازم را برای تبدیل‌شدن به معلّم حرفه‌ای را در خود تقویت کنند. همچنین به برنامه‌ریزان آموزشی توصیه می‌شود تا برنامه‌های مناسب‌تری جهت رفع چالش‌های نو معلمان طرّاحی و اجرا کنند.

تجارب زیسته‌ی «میرزاها» از «نظام آموزشی میرزاها» ازمنظر روش، هدف و محتوای آموزشی و مقایسه آن با «نظام آموزش ابتدایی»

دوره 16، شماره 59، زمستان 1401، صفحه 95-107

https://doi.org/10.22034/jiera.2022.171008

مظهر بابایی، هدیه ازغ، شیما یزدان پناه

چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل تجارب زیسته‌ی میرزاها در نظام آموزش ابتدایی قبل از انقلاب از منظر روش آموزشی، هدف آموزشی و محتوای آموزشی آن‌ها بود. جهت دست‌یابی به این هدف از رویکرد کیفی و روش‌های پژوهش اسنادی-کتابخانه‌ای، پدیدارشناسی و سرگذشت پژوهی بهره برده شد. جامعه پژوهش، شامل تمام فارغ‌التحصیلان نظام آموزش ابتدایی میرزاها در استان کردستان بود که با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس، تعداد 10 نفر از آنان تا رسیدن به درجه اشباع انتخاب شدند. یافته‌ها در سه دسته روش، هدف و محتوای آموزشی تقسیم شدند. در حوزه‌ی روش آموزشی، هردو نظام در وجود موانع تحصیلی و بی عدالتی آموزشی مشترکاتی دارند و شناخت سبک‌های یادگیری فراگیران، دچار چالش می‌باشد. در حوزه‌ی هدف، «نظام آموزشی میرزاها»، هدفش باسوادکردن به معنی توانایی خواندن و نوشتن بود. در «نظام آموزش ابتدایی کنونی»، تنها حیطه دانشی کافی نیست و خواندن و نوشتن ابزار لازم برای رسیدن به ظرفیت و قابلیت‌های وجودی هر دانش‌آموز است. در حوزه‌ی محتوای آموزشی، در «نظام آموزشی میرزاها»، محتوا عمدتاً در حیطه دانشی و در سطح کتاب‌های تعیین شده بود. در «نظام آموزش ابتدایی کنونی»، علاوه بر محتواهای کتابی، نیازسنجی صورت می‌گیرد و به تشخیص معلّمان، مواد آموزشی، تولید محتوا و طرّاحی آموزشی صورت می‌گیرد. نتیجه گرفته شد که دانش‌آموخته‌های نظام آموزشی میرزاها از این آموزش و تربیت رضایت نداشته و طبق اصول تربیتی دارای نواقصی بوده و ایده‌پردازان حوزه تعلیم و تربیت برای تقویت نظام آموزش و پرورش کنونی باید از نقاط ضعف و قوت این نظام بهره ببرند.